تبليغاتX
منتخب خدا
منتخب خدا
علوم باطنی؛ علوم روحی و ذهنی
بسم الله الرحمن الرحیم ادامه ی حرکت

هوالحی

مشق یازدهم : تنها یک لحظه با خدا باش

وقتی می گویی ۷۰ سال یعنی ۷۰ یک سال

وقتی می گویی ۷۰ یک سال یعنی ۳۶۵ یک روز

وقتی می گویی ۳۶۵ یک روزیعنی ۲۴ یک ساعت

وقتی می گویی ۲۴ یک ساعت یعنی ۶۰ یک دقیقه

وقتی می گویی ۶۰ یک دقیقه یعنی ۶۰ یک ثانیه

وقتی می گویی ۶۰ یک ثانیه یعنی یک لحظه

بسم الله الرحمن الرحیم یعنی یک لحظه بنام او

یک لحظه به یاد او

یک لحظه برای خشنودی او

یک لحظه خودت را ببخش

یک لحظه همه را ببخش

یک لحظه خود را دوست بدار

یک لحظه هستی را دوست بدار

یک لحظه عاشقانه برای حضور او آماده باش

یک لحظه خود را به تمامی به او بسپار

یک لحظه بیدار باش

یک لحظه در حضور او

و یک لحظه ها یعنی یک عمر

و یک لحظه ها یعنی درست همین لحظه

درست در همین لحظه

درست  در همین لحظه بیدار باش

 

2 نوشته شده در  جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 4:16  توسط هو نام  | 

بسم الله الرحمن الرحیم ادامه ی حرکت

هوالحی

درس یازدهم : بسم الله الرحمن الرحیم

آدم

خاتم

یک لحظه

خوبان خدا سلام ؛ خدای را سپاس که منت نهاد تا دیگر بار به

اذنش با شما بگویم از آنچه بر من آموخت . امید دارم که نظر

افکند تا جز خواستش نگویم و ننویسم . باز هم بسم الله 

الرحمن الرحیم و ادامه راه که این راه جز تکرار حی بسم الله

الرحمن الرحیم نیست . همه ی هستی قصه ی مکرر آغاز 

بهترین قصه هاست . تکرر هستی بخش  یک لحظه ؛ درست

همین لحظه پس دوباره گوش کن .

 

یکی بود یکی نبود

هستی در بود نابود خود آرمیده بود و تنها عشق بود.

عشق در بطن ؛ در رحم جای داشت و در ظاهر ظهور یافت . از

روی ناظری و منظوری نام عاشقی و معشوقی گرفت و

رسمش طالبی و مطلوبی شد . عشق ظاهر را به باطن نمایاند

آوازه ی عاشقی برآمد و باطن را بوسیله ی ظاهر آراست نام

معشوقی آشکار شد . معشوق آیینه ی عاشق شد تا در

عاشق جمال خود را نظاره کند و عاشق آیینه ی معشوق شد تا

در او اسماء و صفات خود را مشاهده کند . اما بدان که در منظر

شهود یک مشهود بیشتر نخواهی دید .

عشق در باطن کامل بود و چون در ظاهر ظهور یافت از بهر

اظهار کمال در گنج پنهانش را بگشاد و گنج نور به عالم پاشید

 

معشوق و عشق و عاشق هر سه یک است اینجا

چون وصل در نگنجد هجران چه کار دارد

 

تمام هستی در یک لحظه بوجود آمد

تمام کائنات در یک لحظه تغییر می کند

فقط کافیست خداوند یک لحظه به تو بنگرد

تمام گناهان و سرنوشتت یکباره پاک می شود

قیامت هم در یک لحظه اتفاق می افتد

یک لحظه بوی ابدیت می دهد

بسم اله الرحمن الرحیم یعنی یک لحظه

درست همین لحظه

درست همین لحظه

بیدار باش

2 نوشته شده در  پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 0:30  توسط هو نام  | 

بسم الله الرحمن الرحیم ادامه حرکت

هوالحی

 

مشق دهم :عاشقانه آیه های هستی را تلاوت کن

 

به تمامی مضامین طبیعت چون آیه های قرآن بنگر و هستی را

 

مانند آیات نور مملو از حضور ببین و قرائت کن . به سبزه به آب

 

به خورشید و ماه  آسمان و زمین به بارش باران و وزش باد 

 

همه و همه را با وضو بخوان . بدانها چنان بنگر که به کلام خدا

 

آنچنان لمسشان کن که حروف معجزه آسای کلام الله را و

 

آن گونه که به استاد خود می نگری .

 

روح استاد استادانه در آنچه که گفتیم متجلی می گردد و اسرار

 

مگو بسادگی بر دل ساده دلان و نه ساده لوحان فاش می گردد

 

خوب و عاشقانه بنگر

 

هستی قرآن مصور است . قرآن دارای روحی والاست  . با هر 

 

کلمه ی آن جبرئیل این روح قدسی نور افشانی می کند .

 

به آیه های طبیعت عاشقانه بنگر و راز روحانی لوح محفوظ را

 

از دل کلام الله و ریح روح جویا شو.

 

آنگاه درب گنجینه را باز خواهند کرد که بر همه عالم عاشق

 

شوی .

 

به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست

 

عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

 

باشد تا خواست خدا تحقق پذیرد

 

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 3:36  توسط هو نام  | 

بسم الله الرحمن الرحیم ادامه حرکت
 

هوالحی

درس دهم :هستی قرآن مصور

مدتی این مثنوی تاخیر شد

مهلتی بایست تا خون شیر شد

منت و شکر بهر خدایی  که اذن دادند تا دیگر بار خدمت گذارتان

باشم و با نام و یاد او از او بگویم.

باشد تا  در پس آیینه آنچه استاد ازل گفت بگو بازگویم.

مدت هاست دوستان می پرسند در راه او از کجا شروع کنیم؟

عزیزان خدا همیشه پاسخها در دل سئوالاتند .

آنکه برای او آغاز میکند باید از او شروع کند پس آنچنان که رب

العالمین آن یگانه استاد عالم فرمودند :

آغاز کنید همه امورتان را با بسم الله الرحمن الرحیم.

 هستی تکرار مستمر  بسم الله الرحمن الرحیم است .

هستی مکتوب مصور است . اما نه آن تصویری که در عالم

صورت در نظر آید که هستی صوری است متجلی از آن سیرت

ناب و ازلی که در وصف نیاید.

پس هستی قرآن مصور است

نور محمدی (ص) است

هستی لوح محفوظ است دم حم

و آیه ها در آن

بجای اینکه بنشینند ایستاده اند

درخت آیه ای است از سوره ی ناب جنگل

و برگها

برگها کلمات درخشان این آیه اند

برگ  درختان   سبز  در  نظر   هوشیار 

  هر  ورقش دفتری است معرفت کردگار

رود آیه ای است از سوره ی پاک دریا

و قطره ها

قطره ها کلمات نورانی این آیه اند

تنها هوشیارانند که در دل دانه جنگل می بینند و در بطن قطره

دریا

خوب بنگر

به آسمان و زمین

به خورشید و ماه

به کوه و  دشت

تا در دل آنها یکی ببینی

یکی بجویی

یکی بخوانی

یکی بنامی

یکی بگویی

وحده لا اله الا هو

هستی لوح محفوظ است

هستی دم حم  نور محمد (ص ) است

هستی قرآن مصور است از آن یگانه ی مطهر

عاشقانه بنگر

خوب و ناب

بیا با هم هستی این آیه های نور را تلاوت کنیم

صد ق الله العی العظیم

2 نوشته شده در  چهارشنبه چهارم بهمن 1385ساعت 18:0  توسط هو نام  | 

بسم الله الرحمن الرحیم آغاز حرکت

هوالحی

مشق نهم:برای خشنودی خدا

خدای بزرگ به ما کادویی میدهد.

 مثلآ یک جلد کتاب. میفرماید: میدانی این چیست؟ می گوییم: نه .

می فر ماید:این یک هدیه است.بازش کن.بازش می کنیم .قلمی به دستمان میدهد.

- میدانی این چیست؟ پاسخ می دهیم : نه .هیچ نمی دانیم جز آنچه تو به ما آموختی.

-نوشتن می دانی؟   

-نمی دانم .دستها یمان را می گیرد و می فر ماید بنویس:بسم الله الرحمن الرحیم تقدیم به خدای

بخشنده مهربان .

ـامضاء کن .

- چگونه؟

- نامت را بنویس.حالا آنرا کادو کن.اینطور...... دستهایمان را می گیرد و با کمک دستان پر مهرش

کادو می کند .

- حال آنرا به من باز گردان. چشم می گوییم و آنرا باز پس می دهیم . هدیه را می گیرد به وجد

می آید .می پرسد این را برای من گرفتی؟ چقدر زیباست. چقدر زحمت کشیده ای .به پاس این

همه خوبی تو ترا در بهشتی مصفا جای میدهم .که بهشت شایسته نیکو کاران است.

در آغاز مات و مبهوت نگاهش می کنیم . می خواهیم بگوییم این هدیه را ما تهیه نکرده ایم .آنرا شما

به ما دادید . ما نوشتن نمی دانستیم شما دستهایمان را گرفتید و نوشتید . ما کاری نکردیم تنها شاهد

شما بودیم .نگاهش می کنیم آنقدر به وجد آمده است آنقدر خشنود و راضی است که این همه را از یاد

می بریم. در شادی و رضایتش غرق می شویم. مغرور می شویم. سرمان را بالا می گیریم و می گوییم:

بار خدایا بخاطر تست که این همه کار کرده ایم. بسیار سختی کشیدیم .رنج دیدیم تا توانستیم این هدیه

را برایت تهیه کنیم.بخاطرش مصائب زیادی را تحمل کردیم و......

خدای بزرگ متواضعانه پنهان می شود تا احساس غرور کنیم .حتی به یادمان نمی آورد که هر آنچه بوده

و هست از آن او بوده.او بر ما عاشق است بی نیاز است پس بدون انتظار اینچنین عشق می ورزد.

سبحان الله.سبحان الله. سبحان الله.

از این به بعد این حقیقت را بخاطر بسپاریم وبرای رضایتش عاشقانه گام برداریم.بدانیم هر چه هست

از آن اوست و از اوست.اگر کار خوبی کردیم شکرش را به جای آوریم زیرا این ما نیستیم که انجامش

میدهیم بلکه این اوست که ما را برگزیده تا از طریق ما فعلش تحقق پذیرد.

خدای حی همه پندارتان باد

2 نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مرداد 1384ساعت 4:27  توسط هو نام  | 

بسم الله الرحمن الرحیم آغاز حرکت

هوالحی

درس نهم: برای خود آ

خدای را سپاس می گوییم که اجازه فرمود هفت گام آغازین را با هم مرور کنیم و دعا می کنیم که توفیق

دهد آنها را به عمل در آوریم که بی اذن او حتی برگی از درخت نمی افتد.

اگر خاطرتان باشد در گام سوم گفتیم هر آنچه انجام میدهیم را برای خدا انجام دهیم .الله الصمد

براستی که خدای بزرگ بی نیاز است . فرمود: به عزت جلال و بلندی مقامم در عرشم سوگند اگر

تمامی مخلوقات جمع شوند و مرا تسبیح گویند به قدر سر سوزنی به سلطنت من افزوده

نمی شود و اگر همگی به من کفر ورزند به اندازه سر سوزنی از سلطنتم کاسته نمی گردد.

آیا کاری هست که بتوان برای خدا انجام داد؟

از این به بعد گام سوم را اینگونه بیان می کنیم: هر آنچه که خواست خدای عالی اعلأست را برای

رضایت و خشنودی او انجام میدهیم زیرا این باعث می شود به خویشتن خویش باز گردیم.پس هر آنچه

خواست خداست برای خودآ انجام دهیم.

خدای حی را همیشه حاضر و ناظر ببینید

2 نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مرداد 1384ساعت 3:19  توسط هو نام  | 

بسم الله الرحمن الرحیم آغاز حرکت

هوالحی

مشق هشتم:به همه چیز عشق بورزیم

برای این هفته هر کسی را می بینید در فضای ذهنتان به او بگویید :من تو را عاشقانه دوست دارم و

ایمان دارم تو نیز مرا عاشقانه دوست  داری.مهم نیست که شما واقعآ او را دوست بدارید یا نه. مهم این

است که این جمله را تکرار کنید تا درونتان از مهر خدا لبریز شود.بخاطر داشته باشید که خداوند در همه

چیز و همه کس جای دارد. مهر ورزیدن را از خورشید بیاموزیم .او عاشقانه می تابد برای همگان؛حتی

اگر کسی از او خوشش نیاید باز هم از مهر دریغ نمی ورزد؛باز هم می تابد ؛ روشنی می بخشد و

گرما می دهد.خورشید بر همگان یکسان می تابد.از نظر او ملیت و رنگ و نژاد؛سن و جنسیت وغیره

معنا ندارد او تنها مهر می ورزد بی توقع و راحت .مهر ورزیدن را از خورشید بیاموزیم.

خدای حی همواره همراهتان باد

2 نوشته شده در  سه شنبه چهارم مرداد 1384ساعت 0:43  توسط هو نام  | 

بسم الله الرحمن الرحیم آغاز حرکت

هوالحی

درس هشتم:الرحیم(مهربان)

قدم هفتم بسم الله الرحمن الرحیم عشق ورزیدن به دیگران است. خداوند در هر موجودی جای دارد دیدن

او در هر موجودی باعث می شود جای جای هستی را سر شار از عشق و تعالی ببینیم. به مصداق:دل

هر ذره را که بشکافی آفتابیش در نهان بینی. آغاز همه قصه ها این جمله بوده و هست :یکی بود یکی

نبود غیر از خدا هیچکس نبود.غیری نیست هر چه هست اوست و هر آنچه هست هوست.

چگونه می توان او را دید و تاب آورد و عاشق نشد؟ وقتی همه اوست چگونه می توان از کسی یا چیزی

گله کرد؟ بارها شنیده ایم که می گو یند مراقب فلان چیز و فلان کس باش مباد کسی باشد و چیزی از

جانب خدا ؛با تو می گوییم مگر چیزی یا کسی غیر از او یافت می شود ؟ هر آنچه که هست و هر آنکه

هست از جانب اوست. به زمین و آسمان و هر آنچه در آن است بنگرید و او را ببینید.

ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم

ای بیخبر از لذت شرب مدام ما

همه می پرسند چیست در زمزمه مبهم آّب چیست در همهمه دلکش برگ چیست در بازی این ابر سپید

روی این آبی آرام بلند که تو چندین ساعت مات و مبهوت بدان می نگری؟

نه به آب نه به ابر نه به برگ نه به این آبی آرام بلند نه به این آتش سوزنده که لغزیده به جام نه به این 

خلوت خاموش کبوترها

نه؛ من به این جمله نمی اندیشم به تو می اندیشم ای سراپا همه خوبی تک و تنها به تو می اندیشم.

خدای را در همه کس و همه چیز ببینیم و اعجاز حضور را در یابیم.

خدای حی همه نگاهتان باد

2 نوشته شده در  دوشنبه سوم مرداد 1384ساعت 1:37  توسط هو نام  | 

بسم اله الرحمن الرحیم آغاز حرکت

هوالحی

مشق هفتم:به خود مهر بورزیم

هر روز درست اولین لحظاتی که از خواب بیدار می شوید جلوی آیینه رفته با خدا سخن بگویید: خدای

بزرگ ترا شکر می گویم که مرا خلیفه و جانشین خود قرار دادی ترا سپاس می گویم که مرا

اینچنین زیبا خلق کردی زمین و آسمان و هر چه در آن است را مسخرم قرار دادی نعمت کتاب

و رسول و نامهای مبارکت را ارزانی داشتی آبرویم دادی سلامتم نگاه داشتی و ......

از دست و زبان که برآید کز عهده شکرش بدر آید. به خود نگاه کنید و بگویید: خودم را دوست

دارم که خدا اینگونه خلقم کرده است .خود را دو ست میدارم که خدا مرا اینطور استادانه آفرید

خود را دوست میدارم که آیینه او بر روی زمینم. خود را دوست میدارم که خدا را در خود و با

خود احساس میکنم.

از شرایط زندگی گله نکنید . اگر شرایط زندگی تان را دوست نمی دارید برای بهبود آن تلاش کنید از خدا

طلب کنید که اگر به صلاح ماست آن وضع را تغییر دهداما گله نکنید شکر گذار و تسلیم اراده او باشید

که او از ما بر ما عاشق ترست .هیچ عاشق سخن سخت به معشوقه نگفت. خدا بد نمی دهد این ماییم

که بد می بینیم.

هر چه هست از قامت ناساز بی اندام ماست    ورنه تشریف تو بر بالای کس کوتاه نیست

خدای حی  یگانه استادتان باد       

2 نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم خرداد 1384ساعت 23:52  توسط هو نام  | 

بسم الله الرحمن الرحیم آغاز حرکت

هوالحی

درس هفتم:الرحیم(مهربان باشیم)

قدم ششم بسم الله الرحمن الرحیم مهربان بودن با خود است.مهم نیست که هستیم کجا زندگی

میکنیم در جامعه چه مسئولیتی داریم از لحاظ مادی و یا اقتصادی در چه جایگاهی هستیم از چه جنس

نژاد یا کشوری هستیم یا..... بلکه آنچه اهمیت دارد این است که حامل روح خداوندیم و خدا ما را خلیفه

خود بر زمین قرار داده و این امانت گرانبها در دسترس ماست.

در جلسات قبل ذکری را یاد آور شدیم :خدا با من است من با خدا هستم.حال که چنین است ما حامل

خدا هستیم و خدا در جای جای وجودمان جای دارد باید به خود مهر بورزیم و خود را دوست بداریم.بدانیم

که این ظاهر طرح زیبای نقاش بزرگ است.اگر به اقتدار او ایمان داریم اگر او را بهترین و زبردست ترین

نگار گر هستی میدانیم اگر به استادی و آگاهی او اعتقاد داریم پس ظاهرمان را آنطور که هست دوست

بداریم.گله نکنیم که زیباتر نیستیم قدی کوتاه یا بلند داریم خیلی چاق یا لاغریم چشمها و یا بینی مان

مثل فلان هنرپیشه نیست .روزی مان یا شرایط زندگی مان کم است و مطلوب نیست.خانه مان کوچک

است یا فلان اتومبیل را نداریم.هر آنچه داریم را دوست بداریم و شکر گزار خدای علیم باشیم.او که خود

را دوست می دارد هر چیزی نمی خورد هر حرفی نمی زند هر جایی نمی رود.او که با خود مهربان است

حسادت نمی کند کینه ای از دیگران به دل نمی گیرد خشمگین نمی شود دروغ نمی گوید و .....

که میداند تمامی اینها روحش را به اسارت می کشند و او را از خدای متعال دورتر و دورتر می سازند

با خود مهربان باشیم و خود را دوست بداریم که عشق به خود یعنی عشق ورزیدن به او که تمامیت

هستی است.

2 نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم خرداد 1384ساعت 23:19  توسط هو نام  |